نامه سرگشاده و بدون سلام دانشجويان؛ انتقاد شديد انجمناسلامي 15 دانشگاه از هاشميرفسنجاني به دليل حمايت از جاسبي
|
|
متن نامهاي که ابتدا توسط انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شاهد صادر شد و سپس مورد حمايت انجمن اسلامي دانشجويان 14 دانشگاه ديگر قرار گرفت، به شرح ذيل است:
بسمالله القاسم الجبارين
من در طول مدت نهضت و انقلاب به واسطه سالوسى و اسلامنمايى بعضى افراد ذکرى از آنان کرده و تمجيدى نمودهام، که بعد فهميدم از دغلبازى آنان اغفال شدهام. آن تمجيدها در حالى بود که خود را به جمهورى اسلامى متعهد و وفادار مىنماياندند، و نبايد از آن مسائل سوء استفاده شود. و ميزان در هر کس حال فعلى او است.
"وصيت نامه سياسي الهي امام روح اللَّه الموسوي الخمينى "
جناب آقاي هاشمي رفسنجاني
يکسال از حماسه حضور چهل ميليوني ملت ايران در پاي صندوقهاي رأي ميگذرد. انتخاباتي که بيشک هيچ گاه حکومتهاي مبتني بر افکار و عقايد ليبرال و مارکسيست و چپ و راستي حضور گسترده و اينگونه را در مخيله خود خود راه نميدهند. آري 85 درصد از ملتي به پاي صندوقهاي رأي آمدند که همه بر اتقان و استحکام رهبري و نظام خود ايمان داشتند و نشان دادند که تنها مردم سالاري ديني بر پايه ولايت فقيه ميتواند پويايي و اشتياق حضور را به ملت انقلابي ايران تزريق کند. جالب آنکه شخص شما نيز در نماز جمعه پيش از انتخابات اعلام کرده بوديد، که حضور کمتر از 40 ميليوني مايه نقصان نظام است. گرچه اين سخن شما را ما دانشجويان به حساب تدبير سياسيتان نگذاشتيم اما ديديم که ملت فهيم ايران با هر سليقهاي راي خود را در صندوق انداخت تا برگ زريني از تاريخ انقلاب اسلامي را برگ بزنند اما وااسفا که خود بزرگ بيني شما و خاندانتان اين عسل را در کام ملت به زهر تبديل کرد.
فراموش نميکنيم، به دليل واهي نام آوردن از شما و فرزندان ناخلفتان در مناظره کذايي شب 14 خرداد 88چگونه جسارت به خرج داديد و با نامهاي بيادبانه امام خامنه اي(حفظه الله) را آنگونه مورد فشار قرار داديد. اما بيشک همچنان که فشار طلحه و زيبر بر اميرالمومنين(ع) علتي نشد تا ايشان از عدالت دست بردارند، ولي زمان ما امامخامنهاي(حفظه الله) نيز با بيپاسخ گذاشتن آن نامه به دور از ادب شما، نشان دادند هيچ گاه مقام ولايت را آلوده فعاليتهاي جناحي که متأسفانه شما سي سال در گير آن شدهايد، نميکنند.
البته ما دانشجويان برخلاف سياست زدگان آلوده که حافظه تاريخييشان ضعيف است، بر اساس سخنان سابق شما با پيرجماران، تنها با اين تصورات ذهني و بيادبي شما علتي شد تا بغض گلويمان را بفشرد و بر قلبهايمان فشار آورد. آري!حرفهاي غضب آلود و کينه توزانه شما از امامخامنهاي(حفظه الله) از سال 61 نشأت ميگرفت، آن زماني که در نافرماني از امام و ايستادن مقابل امام کم نگذاشتيد و زماني که فرزندان ملت پرپر ميشدند و به عشق پيرجمارانشان گلولهها را در پيکر خود جاي ميدادند با خود محوريتان مجلس را معلق کرديد. آن نامه بيقيد و بسطتان ريشه از اين سخن به امام داشت که در سال 59 به ساده زيست ترين رهبر جهان گفتيد: "آيا رواست که به خاطر اجراي نظرات جنابعالي ما درگير باشيم و متهم و جنابعالي در مقابل اينها موضع بيطرف بگيريد؟ آيا بيخط بودن و آسايش طلبي را ميپسنديد؟ " فلذا تکرار اين پرده دريها از شما بعيد نميآمد اما بر حسب بيبصيرتيتان اين امر را زماني مطرح کرديد که غرب و شرق چشم به انتخابات رياست جمهوري بسته بودند.
آقاي هاشمي رفسنجاني
متاسفانه شما همواره شکستهايتان را با مباحث مملکتي خلط ميکنيد و چه توصيفي مناسب تر از اين که بگوييم به مثابه طفلي تنها به دنبال رضايت خود هستيد. شکست در انتخابات 84 عاملي بود تا شما در مدت 4 سال با فشارها و سخنانتان درصدد برخورد قهري و چرکين با رأي مردم برآييد. از خطبههاي نماز جمعه که نبايد به تريبون شخصي استفاده شود در راه درد و دلهاي خود برآمديد و با سخنان ناپخته خود چون "هوشياري عمومي در قبال انحرافات احتمالي در انتخابات و اين که بعضيها درصدد مخدوش کردن اراده مردم هستند و ارايه آمار غلط و فريب افکار عمومي که اطلاعرساني نيست " نشان داديد به خاطر شکست خود حاضر هستيد آبروي هزاران هزار ناظر مردمي انتخابات را زير سئوال ببريد.
براين اساس نامه کذا را نوشيد تا شايد کانديداي محبوبتان که پيش از انتخابات به دليل هزينهاي که حمايت از شما روي دوش وي گذاشت، از شکست حتمي برهانيد اما متوجه نشديد که جمهور ايران به اين سبک و سياق شما عادت دارند و هم اين جمهور بود که بر قدرت و ثروت شما فائق آمد. اين شکست که تير آخر به ستونهاي قدرت و ثروت وابسته به شما بود بيشک براي شما و دوستان و خاندانتان سخت بود پس برآن شديد تا علنا خاکسترهاي بغض از ملت و کينه از رهبري را با مهرههاي خود در هواي شاد و باطروت سياسي پخش کنيد و فضا را غبار آلود کنيد. پياده نظام شما در خيابانها ريخت و ديديم که ليدر اين جماعت کسي نبود جز فائزه و مهدي و ياسر هاشمي رفسنجاني.
خون جوانان بسيجي و مردم عادي اما قطرههايش بر عباي شما هم چکيد و بعد از سکوت فتنه انگيزتان با حضور در نماز جمعه خون دل ما را تازه کرديد. ما جوانان دهه سوم انقلاب که کف و سوت را در نماز جمعه تخيل و غير باور ميدانستيم ديديم که همان نماز اوليها چگونه و به چه روشي نماز جمعه اين ميعادگاه وحدت را و ميراث انقلاب را به سبک منافقين به کارناول مبدل کردند. آري!ما دانشجويان مقصر اصلي آن نماز جمعه تيرماه را شما ميدانيم، البته بيشک شما مأجور هستيد چون همگام با نماز جمعه شما کساني که اين فريضه الهي را بيست سال ترک کرده بودند به اين متينگ سياسي شما آمدند تا بدانند پدرخوانده شان هيچ گاه سياست حمايتي از آنها را برنميدارد و حاضر است ميخهاي زيادي به قلب ولايت و امت بزند اما خيانت دوستانش و ياران غاري چون موسوي و کروبي را علني نکند.
در آن نماز جمعه هم چون سابق از زندانيهايي حمايت کرديد که علنا قصد براندازي نظام را داشتند قابل يادآوري براي شما که حضرتعالي از جمله کساني بوديد که خانواده معدومين و محاربين انقلاب را تحت حمايت سازمانهاي دولتي خود درآورده بوديد و بيشک آن روز ميبايست از اين نيروي پياده نظام در صحنه که هدفش به خطر انداختن جان و ناموس و مال مردم بود حمايت کنيد.
جناب آقاي هاشمي رفسنجاني
فتنه ادامه داشت تا جايي که در روز قدس با هماهنگي فرزندان شما و ياراني که به دليل حمايتتان هيچ گاه دربند نميروند و چون افيوني از قوه قضايي تا قوه مقننه و حتي دولت را با وجود خود آلوده کردهاند، عدهاي فريب خورده شعار "نه غزه نه لبنان "سر بدهند و حرمت روزه و ماه رمضان را بشکنند و علنا بطريهاي آب را سر بکشند و شعار حمايتي از شما را در دود سيگارهايشان سر بدهند. گرچه ما دانشجويان نفهميدم حد روزه خواري بر شما جاري شد يا بر آنان، اما دريغ از اينکه بشنويم هاشمي رفسنجاني به عنوان يک طلبه عادي اين روزهخواري را مذموم خوانده باشد.
ايام 13آبان و 16آذر و ديدارهايتان با تشکلهاي قانون شکني چون انجمن تهران و ساير پياده نظامهاي اغتشاشات ادامه يافت و حضور پررنگ فرزندان و نزديکان شما در اغتشاشات اين روزها. اما روز عاشورا را اوج حرمت شکني ميدانيم که فيلم حضور فرزند شما و شعارهاي ضدانقلابي وي و مجددا حمايت اغتشاشگران از شما بر عقل سليم هيچ جاي شبههاي نميگذاشت که پشت پرده اين اغتشاشات اگر مستقيما شما نباشيد بيشک به طور غير مستقيم به شما مربوط ميشود.
لذا ديديم که ملت در 9 دي و 22 بهمن چه گفتند و چه شعاري سر دادند و بصيرت و گاها الفاظي را که براي منافقين و طرد شدگان به کار ميبرند براي شما به کار بردند. اين مردم نشان دادن که تنها عقد مريدي و مرادي با امامخامنهاي(حفظه الله) بستنهاند و عقد اخوتي نه تنها با شما ندارند بلکه شما را در مقابل خود ميديدند. روزها گذشت فتنه 8 ماهه که آغازش با شما و نامه منحوستان بود با حضور و اراده مردم به پايان رسيد اگر ما اين سابقه بد را شايد به حساب خدمت گذشته شما که تنها کمر محرومين را خرد و شکم هاي آقازادگان شما و ساير ياران غارتان را برآمده کرد بگذاريم، اما از دو امر در حال حاضر نميگذريم: آقازاده اغتشاشگر و فراريتان و پيش قراول مادام العمرتان جاسبي.
آقاي هاشمي رفسنجاني
فرزندتان مهدي هاشمي بنابر اعترافات دادگاههاي پس از انتخابات متهم به پول شويي و سوء استفاده از اموال بيت المال هستند و شواهد و قرائن فراواني مبني بر حمايت مالي و تجهيزاتي از اغتشاشگران جود دارد اما زماني که وي ميبايست در مقابل قاضي بايستد و محاکمه شود به اشارتي از فرودگاه ميگريزد و تاکنون پناهنده کشور معاند و مخالفي چون انگليس ميشود. شايد مهدي شما فرار را بر قرار ترجيح داده است تا پولهايش را در لندن خرج کند. اما شما در جمع دانشجويان با کمال افتخار گفتيد که فرزندتان براي ادامه تحصيل به لندن رفته است.
آخر اين چه درسي است که تعطيلات ندارد يا بهتر است بگوييم که اين چه تعطيلاتي است که درسي در خود ندارد؟ اما آقازاده محترمتان هرگاه نامي از وي در قوه قضائيه برده شد نامهاي داد و يا اساس قوه قضايي را زير سئوال برد يا اساس اتهاماتش را تهمت خواند. اما تعطيلات عيد فاش کرد که نه تنها وي مشقت تحصيل را برخود وارد نکرده بلکه در جزاير عربي منتظر آن است به خوش گذراني ايام عيدي بپردازد که چندين خانواده به خاطر داغ فرزندانشان در اغتشاشاتي که مهدي هاشمي وسايل اغتشاش آن راتأمين کرده بود، نتوانستند لبخند همديگر را ببينند و تنها گريه بر قاب عکسهاي روبان مشکي مرهم دلهايشان بود.
اين مطالبه ما دانشجويان متأسفانه به دليل سبک و سياق برخي ارادهها در قوه قضائيه که سنگها را ميبندند ابتر مانده بود. اما شنيدهايم که نيروهاي امنيتي و اطلاعاتي پيگير بازگشت و برگرداندن مهدي هاشمي به مثابه يک شهروند عادي هستند اين بازگشت دليلي شد تا شما مجددا دست به کار شويد که مبادا کبودي زير چشم شهرام جزايري را پاي چشم فرزندتان نبينيد. فشارهايتان را به گوش و کنار آوردهايد که فرزندم به شرط و شروط باز ميگردد. آخر چرا نميگذاريد فرزندتان به ميهن بازگردد و در حضور قاضي از خود دفاع کند؟ حساب شما اگر پاک است چرا نميگذاريد به حساب فرزندتان رسيدگي شود؟ آيا شما پدري مهربانتر از نوح نبي براي کنعان هستيد يا شايد... بيشک حضور فرزندان شما در خارج از کشور و به ويژه لندن علتي شد تا خودتان علنا شنيديد که فائزه هاشمي چگونه محکمات دين را به سخره گرفت، فلذا پاي خود را از اين قضيه بيرون بکشيد تا هم فرزندانتان ثابت کنند يک شهروند ايراني ساده هستند و هم سابقه بد فرزند ناخلف براي اکبر هاشمي رفسنجاني در تاريخ ثبت نشود.
جناب آقاي هاشمي رفسنجاني
دانشگاه آزاد در اين روزها شاهد تحول عظيمي است که سدي به ظاهر بزرگ يعني مخالفت شما با قانون مند شدن آن را رو به روي خود دارد. شما گرچه در سال 61 اعلام کرديد دانشگاهي به اين رسم و نام ايجاد خواهد شد اما هيچ کجا نگفتيد که اين دانشگاه ملک طلق شما و خاندان و دوستانتان چون جاسبي است اما طوري عمل کرديد که اين ناگفته را در عمل اثبات کرديد. در سال 67 که اولين فرار و دور زدن قانون مديريت مادام العمر اين دانشگاه يعني جاسبي ديده شد شما تنها و يکه در مقابل 100 نماينده ايستاديد و از جايگاه رياست خانه ملت به حمايت از قانون شکني هايي چون داير کردن مقطع دکترا در دانشگاه آزاد بدون تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي و صدور مدرک دکتراي بي حدوحصر پرداختيد سال 71 نيز جاسبي با حمايت وسيع و فشارهاي شما که آن زمان رئيس جمهور بوديد، عضو هيات امناي دانشگاه آزاد اسلامي شد تا پايههاي نفوذ و استفاده شما از دانشگاه آزاد محکم شود.
مدرک سازيهاي اين دانشگاه در دولت ليبرال دموکرات کارگزاران تمامي مديران شما را آلوده کرد و همه را به جاسبي و مدير واقعي دانشگاه آزاد يعني حضرتعالي بدهکار نمود و اين خود دليلي بود تا عبدالله جعفر علي جاسبي در ارديبهشت 1381، هدف خود را از اعطاء تسهيلات ويژه به صاحب منصبان اينگونه توصيف کند: "اين همه به نمايندگان سرويس ميدهيم و متقابلاً ما بايد از حمايت نمايندگان برخوردار باشيم و مستلزم اين است که شما ارتباطتان را با نمايندگان بيشتر کنيد. " آفت وام داري به دانشگاه آزاد را در هر سه قوه توسعه داديد تا هر زمان که بخواهيد از اين امتياز متقابل برخوردار باشيد و چه بسيار مديران و قضاتي که با مدارک بي اعتبار دانشگاه آزاد هر روز وضعيت اقتصاد و اجتماع را به سمت انزوا بردند.
در کنار اين امور فسادهاي اقتصادي و مبهم دانشگاه آزاد کار را به جايي کشاند که ما دانشجويان بر حسب فرمان امامخامنهاي(حفظه الله) به صحنه آمديم و به مقابله با اختاپوس مديريت دانشگاه آزاد بپردازيم. در اين ميان گرچه جاسبي متهم اصلي پرونده ثقيل دانشگاه آزاد از خريد و فروش سئوالات تا زمين خواري بود اما جاسبي در سال 78 با اشاره به شما گفته بود: من نماينده "رئيس واقعي " دانشگاه آزاد هستم، فلذا ما سرنخ هاي دانشگاه آزاد را در شما و خانواده شما پيگيري کرديم و چه فاجعه بار که شما و خاندانتان طبل حمايت از اين مديريت آلوده را ميزديد.
اول آذرماه 85، شما به هنگام افتتاح کتابخانه واحد نجفآباد، انتقادات مطرح شده به دانشگاه آزاد را "موذيگري " و "شرارت " خوانديد و گفتيد: "اگر قرار بود در مقابل اين موذيگريها عقب بنشينيم، بايد به همان اتاق طلبگي برميگشتيم و براي مردم مسئله ميگفتيم!... اميدواريم بتوانيم با تلاش و کوشش خود، شرارتهايي که به دنبال تضعيف دانشگاه آزاد است را دفع کنيم! " انتقاد ما دانشجويان را شرارت و موذي گري خوانديد اما بدانيد که شما با اين سخنان لياقت همان اتاق طلبگي را براي برگشتن به آن از دست داديد که امام راحل همواره بر وارستگي طلاب و روحانيون از قدرت و ثروت تأکيد داشتند.
اما ما عقب ننشستيم و در اين راه طعم زندان و اهانت و تعليق تحصيلي را چشيديم که حضرتعالي مجددا ما را با ادبياتي مشمئز کننده مورد لطف قرار داديد و در مراسم بهرهبرداري از مجتمع دانشگاهي آزاد در منطقه پرند گفتيد: "جاسبي حقيقتاً دلسوزانه و مثل فرزندش براي دانشگاه تلاش ميکند و متاسفانه مورد خشم حسوداني است که دائما مزاحم وي ميشوند و وقت اين مدير با ارزش را ميگيرند. " شما درست گفتيد جاسبي اين حس پدرانه در خصوص آقازادههايتان را از شما به ارث برده بود، اما ما دانشجويان مزاحمي براي غارت بيت المال و قلدرمآبي و قلچماقي مديريت دانشگاه آزاد و پدرخواندهها و اختاپوسهاي فساد در آن هستيم.
کمکهاي موسوي به جاسبي در زمان نخست وزيري براي توسعه دانشگاه آزاد که فقط به کمکهاي مالي ادواري محدود نميشد، شايد دليلي بود تا جاسبي دستور همکاري با ستاد موسوي را علنا اعلام کند و حتي کار به جايي بکشد که وي دستور نافرماني مدني پس از انتخابات را هم صادر کند اما موفق نشدن موسوي عاملي شد تا شما و جاسبي راهکار وقف دانشگاه آزاد را پيگيري کنيد و چه بسا در اين راه به ولي امر مسلمين نيز دروغ بستيد تا شايد اين دانشگاه که در حد اعلا ميتواند پياده نظام اغتشاشات را محيا کند و حداقل فرزندانتان ميتوانند از سربرگهاي آن براي نامه و نيز از ماموريتهايش براي فرار از کشور استفاده کنند، تحت يوغ و سيطره شما بماند.
ابلاغ اساسنامه جديد دانشگاه آزاد اسلامي که از حدود 40 ماه پيش اصلاح آن در دستور کار شوراي عالي انقلاب فرهنگي قرار گرفته بود در 25 ماده به تصويب نهايي رسيد. اما معلوم بود که شما به هيچ وجه از اين مبع که درآمد آن نجومي است دست بر نميداريد پس در اجلاس 17ارديبهشت هيات امناء و هيات موسس دانشگاه آزاد اسلامي به رياست شما مصوبه اخير شوراي انقلاب فرهنگي خلاف شرع و قانون اساسي لقب گرفت. اما ما دانشجويان از شما آقاي اکبر هاشمي رفسنجاني سئوال داريم:
اين چه قانوني است که به شما اجازه ميدهد تا اموال بيت المال را در راستاي اهداف سياسيتان خرج کنيد؟ اين کدام قانون است که براي فرزندان شما مصونيت سياسي قائل است؟ اين کدام شرع است که شما براساس آن نماز جمعه را به متينگ سياسي تبديل مي کنيد؟ اين چه قانون و شرعي است که شما بر اساس آن به دفاع از محاربان حريم اسلام و ولايت ميپردازيد و با دشمنان انقلاب جلسه ميگذاريد؟ اين کدام قانون و شرع است که شما براساس آن به ولي امر مسلمين دروغ ميبنديد و به ساحت ايشان بيادبي ميکنيد؟ اين کدام شرع است که اجازه سوء استفاده از لباس معزز و معظم روحانيت را ميدهد تا به بهانه آن به فتنه انگيزي بپردازيد؟ اين چه قانون و شرعي است که مديران مجيز گو و دست بوس شما با ايجاد رانتهاي فساد در دل هر دولتي و ارگاني نفوذ ميکنند؟ اگر قانون جديدي تصويب کردهايد يا حامل شارع ديگري هستيد، علنا بگوييد. ما دانشجويان که طعنههاي زيادي از شما شنيدهايم ميدانيم که شما در صراحت کلام بينظير هستيد.
فلذا به شما برخلاف سابق که با احترام مطلبي را درخواست ميکرديم هشدار ميدهيم که اولا همچون گذشته در ايام فتنه سکوت را بر دامن زدن به ناملايمات ترجيح دهيد دوما در خصوص فرزندانتان تجديد نظر کنيد و فشارهاي خود را برداريد تا آنها نيز چون هر ايراني که در مذان اتهام است پاسخگو باشد و بدانيد خون فرزندان شما رنگينتر نيست و فرزندان زيادي با سوداگري و جهالتها و قدرت طلبيهايشان پدران را به کام مرگ کشاندند سوما در مقابل قانون و شرع خضوع نشان دهيد و اجازه بدهيد اين آپارتايدي که ايجاد کردهايد بشکند و ننگ تابوي مديريت مادام العمري حداقل با نام هاشمي عجين نشود.
در پايان دو نکته را خدمت دانشجويان و امت ايران اسلامي اعلام ميکنيم:
1-درصورت ادامه کارشکنيهاي شخص آقاي هاشمي در خصوص موارد فوق الذکر ما دانشجويان دانشگاه شاهد به همراه ساير دانشجويان اقدامات عملي خود را براي ساقط کردن مافياي قدرت و ثروت اجرا خواهيم کرد.
2-به استحضار عموم ميرسانيم تا زماني که آقاي هاشمي رفسنجاني بابت نامه به دور از تحيت و سلام و ادب خدمت امامخامنهاي(حفظه الله) به صورت آشکار و عمومي پوزش نخواهند، نامههاي ما دانشجويان به ايشان بدون سلام و تحيت آغاز خواهد شد.
اين نامه از سوي تشکلهاي دانشجويي زير مورد حمايت قرار گرفته است:
انجمن اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه صنعتي شريف، انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شيراز، انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علومپزشکي شهيد بهشتي، انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه سمنان، انجمن اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه تهران، انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اصفهان، انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اروميه، انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شهرکرد، انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي شهرکرد، انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي بابل، انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تربيت معلم، انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه سيستان و بلوچستان، انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي زاهدان، انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه مستقل قم.